X
تبلیغات
رایتل

نفرین بر صهیونیسم

ذکر تعجیل فرج رمز نجات بشر است مابرآنیم که این ذکر جهانی بشود

جمعه 13 اسفند‌ماه سال 1389 ساعت 06:28 ب.ظ

پروتکلهای 24 گانه صهیون (قسمت دوم)

چنیدن سال پیش صهیون ها دور هم جمع شدند و اساس نامه ای را تالیف کردند که طی آن قرار است بر دنیا مسلط شوند . اگر اشتباه نشود این پروتکل ها در روزنامه ها آن زمان منتشر شد و بعد از این که صهیون ها به خود آمدند دریافتند که انتشار این پروتکل ها به ضررشان است . بنابر این سعی در جمع آوری آن کردند اما به هر شکل این پروتکل ها در جهان پخش شد و در دهه 1370 در روزنامه های کشور منتشر شد .

قسمت دوم


پروتکل شماره 12
*** واژه آزادى را مى توان به صورت هاى متعددى تعبیر کرد . ام ا تعریفى که ما از آزادى بدست مى دهیم به شرح زیر است:
-- آزادى یعنى حق انجام دادن هر عملى که قانون آن را مجاز بداند. چنین تعریفى از آزادى مى تواند به بهترین وجهى ما را در رسیدن به هدفهایمان کمک کند. زیرا قانون در دست ما است و ما مختار خواهیم بودکه هر آنچه را مى خواهیم، از قانون حذف و هر آنچه را که مى خواهیم، به قانون اضافه کنیم.
*** نحوه عملکرد مطبوعات در قلمرو حکومت ما به شرح زیر خواهد بود:
الف - از آنجا که مطبوعات نقش بسیار بزرگى در برانگیختن و فرونشاندن احساسات مردم دارند، لذ ا ما مى توانیم به موقع از چنین احساساتى در جهت رسیدن به هدفهایمان استفاده کنیم.
ب - از آنجا که اکثریت مردم نمى دانند مطبوعات در خدمت چه کسانى هستند، لذا ما آنها را به خدمت خود در مى آوریم و حتى عواملى هم که ممکن است مطبوعات را مورد حمله قرار دهند، زیر نظارت و کنترل شدید قرار مى دهیم.
ج - امروزه تأسیس، چاپ و نشر مطبوعات داراى هزینه هاى فوق العاده سنگینى است. ولى وقتى که ما به قدرت رسیدیم، تنها در قبال دریافت مالیات، حق تمبر ، و اخذ سپرده هاى سنگین ، اجازه تأسیس مطبوعات را به افراد مى دهیم و از این طریق پول قابل توجهى هم به خزانه دولت ما سرازیر مى شود. از سوى دیگر، وضعى پیش مى آوریم که دولت ما از خطر حمله انتقاد مطبوعات مصون بماند و مطبوعات نتوانند روى لغزشهاى دولت ما انگشت بگذارند.

د - هرگاه بخواهیم، مطبوعات را به بهانه متشتت کردن افکار عمومى تعطیل میکنیم

ه - بعضى از عوامل مان را وامى داریم که گاه به گاه در مطبوعات، بعضى از سیاست هایمان را که خود مى خواهیم، مورد حمله قرار دهند. البته غرض از اینکار رد گم کردن است.

ما مطبوعات را کنترل مى کنیم
*** مطبوعات نخواهند توانست بدون اطلاع ما کمترین خبرى را در اختیار مردم بگذارند. البته در زمان حاضر ما تا حدودى به چنین هدفهایى رسیده ایم. زیرا تمام کانونهاى خبرى جهان اطلاعات خود را از چند کانون خبرى محدود دریافت مى کنند. این چند کانون خبرى محدود که در آینده اى نزدیک تماماً به دست ما خواهند افتاد و هر آنچه را که ما به آنها دیکته مى کنیم، در سراسر جهان پخش مى کنند.

*** اگر تدابیرى را که در مورد مطبوعات اندیشیده ایم ، به مرحله اجر ا درآوریم ، ذهن و فکر غیریهودیان به تسخیرمان درمى آید و آنان وقایع جهان را از پشت عینکهاى رنگینى که ما به چشم آنها مى گذاریم، مى نگرند.
به راستى اگر در زمان حاضر، کشورى وجود نداشته باشد، کسى مى تواندمانع تشکیل کشور ما که غیریهودیان احمق، آن را دولت نامرئى مى نامند، بشود؟ مسلماً با نابودى کشورهاى جهان همه دولتها به فرمان ما گردن مى نهند. 
*** بگذار آینده مطبوعات را مجدداً بررسى کنیم. کسانى که بخواهند به کارهایى چون چاپ و نشر کتب و روزنامه بپردازند، آنها را ملزم به داشتن مدرک و اجازه نامه ویژه مى کنیم تا در صورت تخلف بلافاصله ازمزایاى چنین اجازه نامه اى محروم گردند. با اعمال چنین روشى مدرک تحصیلى نشانه لیاقت فکرى خواهد شد و صدور مدرک به دست دولت خواهد افتاد تا توده مردم، از راهى که مى خواهیم گمراه نشوند و به بهانه پیشرفت و ترقى دنبال این و آن راه نیفتند.

آیا کسى از شما هست که نداند اتکاء به اندیشه و خیال آدمیان ، راه نامطلوبى است که آدمى را به خیالبافى هاى احمقانه سوق مى دهد و ماحصل آن هرج و مرجى است که بر سرقدرت بین انسانها به وجودمى آید؟ واژه پیشرفت، آزادى از هر نوع قید و بندى را به ذهن متبادر مى سازد و هر نوع محدودیتى را مى شکند . اگر این اصل در همه موارد صدق نکند، لااقل در زمینه هرج و مرج فکرى مصداق دارد. در چنین شرایطى هر کس به تصور آزادى به شکار رقیب خویش مى پردازد و همگى در شبکه اى از هرج و مرج گرفتار مى شوند و همه به همدیگر اعتراض مى کنند.

*** اینک ما توجه خود را معطوف و متوجه مجلات مى کنیم . از مجلات و نشریات ادوارى، همانندروزنامه، مالیات، حق تمبر و نیز سپرده احتیاطى وصول مى کنیم. چنین وجوهى براى کتب کمتر از سی صفحه دو برابر خواهد شد زیرا ما اینگونه کتب را جزوه تلقى مى کنیم اصولا مجلات ، زهرآگین ترین نوع مطالب چاپى به شمار مى روند و کوشش ما آن است که از سویى تعداد اینگونه نشریات کاهش یابد و از سویى دیگر نویسندگان مجبور شوند مطالب بلند بنویسند و حجم مطالب زیاد شود و خواننده از خواندن مطالب بلند، خسته شود. به ویژه وقتى که این نوع نشریات گران تمام شوند، رغبت مردم نسبت به اینگونه نشریات کم مى شود. در ضمن آنچه که ما خودمان منتشر مى کنیم، روى ذهن خواننده در جهت منافع مان اثر مى گذارد به علاوه آنها را به بهاى ارزان در دسترس قرار مى دهیم، تا مردم آنها را حریصانه بخوانند.
وصول مالیات و اعمال مجازات، نویسندگان را وابسته مى کند و اگر نویسنده اى بخواهد علیه ما چیزى بنویسد کسى مبادرت به چاپ آن نخواهد کرد. ضمناً اگر مطلبى بخواهد چاپ بشود، ناشر یا چاپ کننده باید براى چاپ و نشر آن از مقامات مسئول اجازه بگیرد. بنابراین ما از قبل خواهیم فهمید که چه نیرنگ هایى علیه ما در کار است.
*** ادبیات و روزنامه نگارى دو عامل مهم تربیتى بشمار مى روند. بنابراین، دولت ما اکثریت روزنامه ها را به تملک خویش درمى آورد. چنین اقدامى تاثیر نامطلوب مطبوعات و روزنامه هاى خصوصى را خنثى ساخته و ما را در موقعیتى قرار مى دهد که روى افکار عمومى تاثیر به سزایى بگذاریم . اگر اجازه و امتیاز انتشار ده نوع روزنامه را به مردم بدهیم، امتیاز انتشار سى روزنامه را به خود اختصاص مى دهیم . البته این کار طورى باید صورت گیرد که در مردم سوءظن ایجاد نکند. براى احتراز از ایجاد سوءظن، روزنامه هایى که خود منتشر مى کنیم، به ظاهر نظراتى مخالف خودمان ابراز مى دارند و بدین طریق بدگمانى مخالفان مان نسبت به ما کاملا برطرف شده، و به زودى در دام مان گرفتار مى شوند و نمى توانند ضربها ى وارد کنند.
*** مخالفان ما در سه رده جاى دارند. در رده اول ارگانهاى رسمى هستند که همیشه علیه منافع ما قدعلم مى کنند، اما تاثیر آنها چندان قابل ملاحظه نیست.
*** در رده دوم ارگانهاى نیمه رسمى قرار دارند که حملات آنها ملایم و کم اهمیت است.
*** در رده سوم کسانى قرار دارندکه به ظاهر، مخالف مان هستند اما در واقع ما خود آنها را تعیین کرده ایم. در نوشته هاى این دسته، مطالبى وجود دارد که به نظر مى رسد با ما اصطکاک دارند . مخالفان واقعى مان اینگونه مخالفتهاى ظاهرى را از نوع مخالفتهاى خود تلقى کرده و باعث مى شوند که ما آنها را شناسایى کنیم.

*** محتواى تمام روزنامه هاى م ا ترکیبى خواهد بود ازمطالب گوناگون و حتى افکارى چون اریستوکراتیک، جمهورى خواهى، انقلابى گرى و هرج و مرج طلبى(آنارشیسم) که به وسیله این گونه روزنامه ها تبلیغ مى شوند. روزنامه ها همچون ویشنو معبود هندى صد دست دارند که بر سر هر دست انگشتى قرار دارد و وظیفه آن نظارت و سلطه برافکار عمومى است. هنگامى که ضربان قلب تشدید مى شود ، حرکت دستها نیز شدت یافته و افکار عمومى در جهت منافع ما سوق داده مى شود . زیرا وقتى فردى به هیجان مى آید، قوه قضاوتش را از دست مى دهد و هرگونه نظر و پیشنهادى را مى پذیرد. به علاوه افراد ناآگاهى که به تکرار مطالب روزنامه هاى ما مى پردازند، و فکر مى کنند که روزنامه ها بیان کننده نظرات آنها مى باشند ، سخت در اشتباهند. زیرا روزنامه ها صرفاً بیانگر خواست و نظر ما هستند. افرادى هم که سنجیده از احزاب دفاع مى کنند، در واقع به دنبال بیرقى راه مى روند که ما برایشان برافراشته ایم.

*** براى آنکه روزنامه هاى مبارزه جوى خود را به حرکت درآوریم، باید نهایت دقتمان را در تنظیم و ارائه مطالب بکار ببریم. البته موسسه اى را تحت عنوان بخش مرکزى مطبوعات تأسیس مى کنیم و به گردآورى نوشته ها و مطالب مى پردازیم. عوامل ما در این مرکز بدون آنکه توجهى را جلب کنند ، تصمیم مى گیرند که چه مطالبى را متناسب با روز منتشر کنند. ضمناً بحثهاى متناقض و جنگى دروغین در قلمرو مطبوعات به راه مى اندازند تا ما بتوانیم هر چه بیشتر نظرات خود را بیان کنیم.

فقط مطالب دروغ چاپ مى شود

*** روشى که ما براى تنظیم و ارائه مطالب در پیش گرفته ایم، به دلیل آنکه براى مردم نامحسوس مى باشد، اعتماد کامل آنان را نسبت به حکومت ما جلب مى کند. ما از کاربرد این روش بسیار راضى هستیم زیرا مى توانیم گاه به گاه احساسات مردم را نسبت به مسایل سیاسى برانگیخته و یا فرو نشانیم. گاه حقیقت را مى گوییم وگاه دروغ و زمانى هم مطالب متناقض ارائه مى کنیم .ما مطمئنیم که بر دشمنانمان غلبه مى کنیم، زیر آنان نمى توانند همچون ما نظرات خود را از طریق مطبوعات ابراز کنند.

*** گفتیم که مخالفان ما که در رده سوم قرار دارند و مخالفتهاى ظاهرى خود را در مطبوعات ابراز مى دارند، هرگاه لازم باشد در ارگانهاى نیمه رسمى خود، انتقادات آنها را قویاً تکذیب مى کنیم.

*** حتى اگر امروزه، مطبوعات فرانسه را به عنوان مثال در نظر بگیریم، به نشانه هاى همکارى هاى فراماسونرى به خوبى در آنجا پى مى بریم. تمام ارگانهاى مطبوعات به طور اسرارآمیزى با هم در ارتباطند و چون پیشگویان قدیم منبع اطلاعات را افشا نمى کنند مگر آنکه همگى تصمیم به افشاى منبع بگیرند . و تا زمانى که اسرار، در اختیار تعداد محدودى باشد، پرستیژ و منزلت روزنامه نگاران توجه اکثریت مردم کشور را جلب کرده و توده مردم با شور و شوق به دنبال آنها راه مى افتند.

*** ما بایددامنه فعالیتهاى حساب شده خود را در زمینه مطبوعات به سطح استانه ا گسترش دهیم . یعنى برانگیختن امیدها و انگیزه هایى که تسلط ما را بر مراکز کشورها موجب مى شوند، برایمان ضرورت تام و تمام دارد. به پایتخت ها وانمود مى کنیم که اینگونه خواستها، خواستهاى مستقل مردم استانها هستند. البته منبع واقعى بروز اینگونه حوادث در استانها ما هستیم. آنچه که مى خواهیم این است تا آن موقع که حداکثر قدرت را در اختیار داریم، باید پایتخت کشورها را در محاصره افکار عمومى مردم استانها قرار دهیم.

*** بریدن از رژیم گذشته و پیوستن به رژیم جدید که به نظر ما منجر به غلبه کامل بر تمام رژیمها مى شود دوره انتقالى نام دارد. در این دوره نباید به مطبوعات اجازه داد که نادرستى ها و کژى هاى مردم را منعکس کنند. براى رژیم جدید ضرورى است، همه را متقاعد کند که جنایت به کلى ریشه کن گردیده است.
**اگر مواردى از جنایت به وقوع پیوست، فقط باید قربانیان و شاهدان آن از موضوع با خبر باشند نه فرد دیگر.


پروتکل شماره 13

*!* نیاز به قوت و غذاى روزانه، غیریهودیان را مجبور مى کند که آرام و ساکت بنشینند و در صف خدمتگزاران متواضع ما درآیند. از میان همین افراد، عواملى را انتخاب مى کنیم و به مطبوعات مى فرستیم.

این عوامل مسایلى را که به مصلحتمان نیست تا به صورت اسناد رسم ى منتشر بشوند ، مورد بحث و تبادل نظر قرار مى دهند. در عین حال ما در جریان اینگونه مباحثات قرار مى گیریم و مطالب بحث شده را آن طور که خود مى خواهیم، به وسیله مطبوعات به مردم عرضه مى کنیم. بدیهى است که وقتى موضوعى در بین مردم جا افتاد، کسى جرأت نمى کند که خواستار نفى و ابطال آن بشود. به علاوه درموقع لزوم فکر مردم را از موضوعاتى که به وسیله مطبوعات مطرح شده اند، منحرف کرده و متوجه مسایل دیگرى مى کنیم. اصولا غیریهودیها افراد کوته فکرى هستند که از فهم پیش پاافتاده ترین مسایل سیاسى عاجزند . وانگهى مسایل سیاسى، مسایلى هستندکه درک و فهم آنها جز براى آنهایى که خود طراح و خالق اینگونه مسایلند، براى دیگران دشوار مى باشد.

*!* با توجه به آنچه که در بالاگفته شد، غرض ما از جلب افکار توده مردم، فقط تسهیل کار خود ما است و اگر به دنبال گرفتن تأیید مردم براى این یا آن مسأله هستیم، صرفاً حرف مى زنیم و عمل نمى کنیم . در نوشته هایمان به مردم اعلام مى کنیم که ما در پى خوشبختى و سعادت عموم هستیم.

*!* براى منحرف کردن فکر و ذهن آنهایى که ممکن است در بحثهاى سیاسى ، برایمان مشکلاتى ایجاد کنند، مسایل جدیدى چون مسایل صنعت به پیش مى کشیم و عنوان مسایل سیاسى جدید روى آنها مى گذاریم و به مردم اجازه مى دهیم که اینگونه مسایل را مورد بحث و بررسى قرار دهند . البته توده هاى مردم تمایل دارندکه در زمینه مسایل سیاسى غیرفعال باشند. لذا براى آنکه امر به آنها مشتبه شود، و ندانند که درباره چه موضوعى بحث مى کنند، فکر آنها را به مسایلى چون تفریح، سرگرمى و رفتن به کلوپها و... جلب مى کنیم. و در همین اثناء، مطبوعات را وامى داریم که به مسایلى چون رقابت ه ا و مسابقات هنرى و ورزشى بپردازند. بدون شک پرداختن به اینگونه مسایل آنها را از مسایل بنیادى دور و منحرف مى کند. اندک اندک به ابراز نکردن عقیده خود عادت مى کنند و سرانجام، به تکرار همان چیزهایى مى پردازند که ما مى خواهیم و بدینسان به فکر آنان جهت مى دهیم و مى توانیم به همکاریشان اعتماد کنیم.

پیشرفت

*!* نقشى را که آزادى خواهان، خیال پردازان و افراد رویایى و باید ایفا کنند، سرانجام تا آن زمانى که حکومت ما مورد قبول همگان واقع گردد، به اجرا درخواهد آمد. بدین معنى تا زمان شروع حکومتمان اینان به خوبى در خدمت مان خواهند بود و ما مى کوشیم که ذهن اینگونه افراد را به مسایل بیهوده و تئورى هاى خیالى و به ظاهر مترقیانه مشغول کنیم. ما باید آنقدر غیریهودیان را به مسایلى چون پیشرفت، سرگرم کنیم تا سرانجام از فهم هر مسأله اى اظهار عجز کنند. کلمه پیشرفت مانند یک عقیده سفسطه آمیز حقیقت را لوث مى کند و این موضوع را کسى جز ما قوم برگزیده خدا، نمى تواند درک کند.

*!* هنگامى که بر اریکه شاهنشاهى جلوس کردیم، سخنسرایان و سخنگویانمان مسایل و مشکلات بزرگى که انسان را از انسانیتش دور کرده اند، موردبحث و بررسى قرار مى دهند تا اینگونه مشکلات تحت رهبرى ما حل و فصل شوند.

*!* این ما بودیم که مردم را گام به گام، طبق برنامه هاى سیاسیمان در طول قرنها هدایت کردیم. آیا کسى مى تواند در این مورد تردیدى به خود راه بدهد؟

پروتکل شماره 14

*!* هنگامى که حکومت شاهنشاهى ما آغاز شد، همه ادیان باید از بین بروند، به جز دین ما که همانا اعتقاد به خداى یگانه است. بى شک سرنوشت قوم ما به عنوان قومى برگزیده با وجود خدا گره خورده، و هم اوست که تقدیر کار جهانیان را با سرنوشت ما پیوند داده است. لذا ریشه هرگونه عقیده اى باید از بیخ و بن کنده شود. حتى اگر این کار به انکار وجود خدا که ما امروزه شاهد آنیم، بیانجامد. این کار، نه تنه ا در دوره انتقال حکومت مفید است. بلکه به سود جوانانى است که در آینده به تبلیغات مذهبى دین موسى گوش فرا مى دهند. دینى که احکامى ثابت و پیشرفته دارد و تمام افراد جهان را به اطاعت ما وامى دارد. البته در تبلیغاتمان روى مبانى تربیتى و جنبه هاى اسرارآمیز و اعجازانگیز این دین تأکید فراوان مى ورزیم و درموقع لزوم، مقالاتى منتشر مى کنیم و میان نحوه حکوم ت ربانى خود و حکومتهاى گذشته مقایسه هایى به عمل مى آوریم و اشتباهات حکومتهاى غیریهودى را به گونه اى بسیار روشن، بازگو مى کنیم و نیز حرکات ددمنشانه عده اى حکامِ ماجراجو که انسانها را شکنجه و انسانیت را لگدمال کرده اند ، یادآور مى شویم و نفرت آدمیان را برمى انگیزیم. به نحوى که مردم آسایش دوران بردگى را برآسایش دوران پس از بردگى ترجیح دهند.

تحولات بى فایده حکومتهاى غیریهودى که با وساطت ما انجام مى گیرد ، اعتبار حکومتهایشان را تنزل مى دهد و مردم از اوضاع نابسامان حکومتهایشان آنچنان خسته مى شوند که راضى مى گردند هر نوع خفت و ذلتى را در دوران حکومت ما تحمل کنند و هرگز جرأت رهایى از زیر سلطه م ا و تحمل رنجهایى چون رنجهاى گذشته، به خود راه ندهند.

*!* ما در عین حال اشتباهات تاریخى حکمروایان غیریهودى را که در اثر بى اطلاعى و فهم نادرست آنها از مسایل رخ داده است، مورد تأکید قرار مى دهیم و شکنجه هایى که انسانه ا از دست این گونه حکمروایان دیده اند یادآور مى شویم. روش و اصول کار ما بر این حقیقت مبتنى است که، آنچه ما عرضه و تفسیر مى کنیم عالى و خالى از عیب است ولى آنچه در گذشته وجود داشته باید مرده و متلاشى شده تلقى گردد.

*!* فیلسوفان ما نارسایى هاى عقاید و مذاهب را مورد بحث و بررسى قرار مى دهند . اما کسى نباید اعتقادات واقعى مذهب ما را مورد بررسى قرار دهد . زیر ا هیچکس جز خودمان نباید از کار دینمان سردربیاورد. وانگهى، افراد قوم خودمان هم حق برملا کردن اسرار دین را نخواهند داشت.

*!* دراثناى سده هاى معروف به سده هاى روشنایى و پیشرفت ما ادبیاتى پست ، کثیف و تهوع آور رواج دادیم و تا مدتى پس از به قدرت رسیدنمان اجازه مى دهیم که این سبک ادبیات به حیات خود ادامه دهد. تا بتوانیم بدینوسیله در برابر برنامه هاى خودمان نوعى آرامش و رخوت در مردم ایجاد کنیم. به علاوه افرادى آگاه و کارآزموده به رهبرى غیریهودیان منصوب مى کنیم و به ایراد سخنرانى و نشر مقالاتى ویژه مى پردازیم تا بدین وسیله بتوانیم روى ذهن غیریهودیه ا اثر گذاشته و آنان تنه ا آن دسته از معارف و معلوماتى را کسب کنند که دلخواه ما است و ما قبلا آنها را تدارک دیده ایم.

پروتکل شماره 15

*!* هنگامى که سرانجام به طور قطع، در اثر یک کودتاى یک روزه *!* که در همه جا طى یک روز به وقوع مى پیوندد به مقام شاهى نائل آمدیم، و نیز هنگامى که بى اعتبارى همه حکومتها مورد قبول همگان واقع شد ( این کار وقت زیادى لازم دارد شاید یک قرن طول بکشد که این اتفاق به وقوع بپیوندد ) دیگر اجازه نخواهیم داد که توطئه اى علیه ما صورت بگیرد. لذا هر کسى که اسلحه به دست بگیرد و بخواهد علیه شاهنشاهى ما که در شرف شکل گرفتن خواهد بود، قیام کند، او را با بى رحمى خواهیم کشت.

هر نوع موسسه اى مانند انجمنهاى مخفى را نابود مى کنیم البته آنهایى که اینک وجود دارند، براى ما شناخته شده هستند و در خدمت مان مى باشند. لیکن بعداً فعالیت آنها را ممنوع اعلام کرده و اعضاى آنها را به قاره هاى دور از اروپا تبعید مى کنیم. به علاوه به وضع غیریهودیان فراماسون که اطلاعات زیادى درباره اوضاع ما دارند، رسیدگى مى کنیم و عده اى از آنها را ممکن است به دلایلى نگه بداریم ولى آنان را براى همیشه از تبعید مى ترسانیم. به علاوه قانونى مى گذرانیم که به موجب آن تمام اعضاى انجمنهاى مخفى ، مشمول تبعید از اروپا واقع شوند.

** تصمیمات حکومت ما قطعى و لایتغیر است.

*!* در جوامع غیریهودى که ما در آنجا بى نظمى و نابسامانى ایجاد کرده ایم ، تنه ا راه ممکن براى برقرارى نظم و اعمال حاکمیت، همانا استفاده از روشهاى خشونت آمیز است و در این زمینه هیچگونه ارفاقى نباید به قربانیان نمود. زیرا آنها باید فداى رفاه آینده بشوند و رسیدن به رفاه عمومى حتى اگر به قیمت قربانى شدن عده خیلى زیادى بشود، وظیفه اصلى هر دولتى به شمار مى رود. اصولا اعمال قدرت ، ثبات حکومت را تضمین مى کند و قدرت هم زمانى کسب مى شود که بتوان زور گفت. تا سالهاى اخیر سیاست اعمال زور بر روسیه حاکم بود وحکومت مستبد این کشور، تنها دشمن سرسخت ما به شمار مى رفت. ایتالیا نیز که سولا بر آن حکومت مى کرد چنین وضعى را داشت که سولا ایتالیا را به خاک و خون کشید و کسان فراوانى را تکه پاره کرد ولى چون قدرتى فرعون گونه داشت و از شهامت و قدرت فکرى بى مانندى برخوردار بود، مردم را هیپنوتیزم کرده بود، و کسى یاراى برابرى با وى را نداشت.

لژهاى فراماسونرى

*!* تا پیش از آغاز شاهنشاهى مان، روشى متناقض درباره مسایل سیاسى در پیش مى گیریم . بدین معنى که لژهاى فراماسونرى آزادى را در تمام کشورهاى جهان ایجاد مى کنیم و سپس آنها را گسترش مى دهیم و تمام آنهایى که در زمینه فعالیتهاى اجتماعى مشهور باشند، به این لژها جلب م ى کنیم . زیر ا در این لژها مى توانیم عوامل اصلى جاسوسى و نیز، عواملى که مى توانند روى دیگران اثر بگذارند ، پید ا کنیم .آنگاه تمام لژها را تحت رهبرى یک اداره مرکزى، که اعضاى آن همه از حکماى قوممان هستند، و براى همه ناشناخته اند، درمى آوریم. تمام لژها نمایندگانى در اداره مرکزى خواهند داشت که به وسیله این نمایندگان دستورات و برنامه هاى سرى به لژها اعلام مى شود. در این لژها، بین عناصر انقلابى و لیبرال نوعى وصلت و ارتباط برقرار مى کنیم. ترکیب این لژها طورى خواهد بود که از همه قشرهاى جامعه، افرادى در آن عضویت داشته باشند. البته فعالیتهاى سیاسى و طرحهاى مخفى لژها را از همان آغاز تأسیس و گشایش لژ ، زیرنظر مى گیریم. باید اضافه کرد که پلیس هاى ملى و بین المللى از جمله کسانى خواهند بود که در این لژها عضویت پیدا خواهند کرد. طبیعى است که غیریهودیان از ماهیت واقعى کار لژها سردرنخواهند آورد به جز خود ما.

*!* افرادى که با شور و شوق فراوان، عضویت انجمنهاى مخفى را مى پذیرند ، کسانى هستند که در زندگى دنبال هوى و هوس مى باشند و نیز افرادى سبک مغزند که هنگام اجراى طرحهایمان و نیز به راه انداختن ماشینى که خود طراح آنیم، مشکلى برایمان ایجاد نخواهند کرد. اگر در این دنیا نابسامانى و اغتشاشاتى رخ داد، بدانید که اینگونه اغتشاشات را ما به وجود آورده ایم ، تا بتوانیم همکارى افراد را با هم از بین ببریم.

*!* غیریهودیان بدون کنجکاوى، عضویت لژها را مى پذیرند. عده اى از آنها به خاطر استفاده هاى مالى و بعضى هم به خاطر رسیدن به موقعیت، شهرت و نیز مورد ستایش واقع شدن، به عضویت لژها در مى آیند ، ما هم در برآوردن اینگونه خواستها بسیار بخشنده ایم. علت اینکه موجبات موفقیت آنان را فراهم مى آوریم، این است که غیریهودیان پس از کسب موفقیت دچار غرور و خودبینى شده و تلقین هاى ما را بدون مقاومت مى پذیرند. شما نمى دانید که تا چه حد مى توان حتى آگاهترین فرد از افراد غیریهودى را به سادگى در اثر ایجاد غرور ناشى از موفقیت، به تسلیم واداشت . همانقدر که ما براى موفقیت اهمیت قائل نیستیم، غیریهودیان دو چندان به موفقیت اهمیت می دهند وحاضرند براى دست یابى به موفقیت، خود را فدا کنند. همین ویژگى و خصلت درونى غیریهودیان مشکل ما را حل کرده و به ما کمک مى کند تا آنان را در جهتى که مى خواهیم سوق دهیم.

مثلا آنها را وامى داریم که به بحث و بررسى پیرامون محدودیتها و نارسایى هاى فلسفه فردگرایى بپردازند. اما آنان نمى فهمند که این کار نوعى سرگرمى به شمار مى رود و معرفى نارسایى هاى فلسفه فردگرایى خود، نقض و لگدمال کردن مهمترین قانون طبیعت است.

*!* حال که ما موفق شده ایم آنها را به کارهاى احمقانه اى واداریم، آی ا این دلیل کوته فکرى آنها نیست؟ آیا این نشان نمى دهد که مغزو فکر ما از فکر غیریهودیان تکامل یافته تر است؟ بدون شک همین امر موجب موفقیت ما خواهد شد.

*!* به راستى چقدر حکماى قوم مان در روزگاران گذشته آینده نگر و دوراندیش بوده اند که مى گفتند براى رسیدن به هدفهاى مهم باید از هر وسیله اى استفاده نمود و قربانیان فراوانى را براى رسیدن به هدفها فدا کرد

اگر چه غیریهودیان قربانیان زیادى داده اند، معذالک تعداد قربانیان قوم ما که ملیت ما را نجات بخشیده اند نسبت به تعداد آنان بسیار اندک است.

*!* مرگ، براى همه یک امر اجتناب ناپذیر است. آنهایى که مانع انجام برنامه هاى ما مى شوند ، بهتر است که مرگشان را جلو بیاندازیم و آنها را نابود کنیم. از جمله این افراد فراماسونرهایى هستند که علیه ما اعتراض مى کنند. طورى آنها را مى کشیم که جز برادران همخون مان کسى متوجه نشود. حتى طورى آنها را ازبین مى بریم که خود قربانیان هم نفهمند و به نظر آید که مرگ آنها ناشى از نوعى بیمارى بوده است. البته برادران خودمان حق افشاى این راز را ندارند.هنگامى که لیبرالیسم را در غیریهودیان تبلیغ مى کنیم، باید افراد قوم خودمان و نیز عواملمان ، بدون چون و چرا تسلیم شوند و اعتراضى از جانب آنها صورت نگیرد تا مجبور نشویم که با آنها، چون غیریهودیها رفتار کنیم.

*!* نفوذ و دخالت شدید ما موجب گردیده که قدرت اجرایى قوانین حقوقى غیریهودیان به کمترین میزان، کاهش یابد. البته تعبیر و تفسیرهاى لیبرال گونه اى که از قوانین به عمل مى آید ، به نوبه خود ، موجب متلاشى شدن قدرت قوانین شده است. قضات، درباره مسایل اساسى همانگونه تصمیم مى گیرند که ما به آنها دیکته مى کنیم. به علاوه مدیران غیریهودى موضوعات را آن طور که ما جلوه مى دهیم مى بینند . البته ما این کارها را بدون آنکه خود، ظاهر شویم و صرفاً از طریق افرادى که آلت دستمان هستند، به مرحله اجرا درمى آوریم. حتى سناتورها و مقامات عالى رتبه غیریهودى، با ما به مشورت مى پردازند.

*!* میان قوم ما و غیریهودیان تفاوتهاى قابل توجهى از لحاظ استعداده ا و توانای ى ه ا وجود دارد و همین امر موجب شده است که قوم برگزیده ما از بالاترین میزان انسانیت برخوردار باشد و از غیریهودیان متمایز گردد. غیریهودیان گرچه به ظاهر چشمانشان باز است، ولى چیزى نمى بینند. به عبارت دیگر، قدرت ابداع ( مگر در زمینه مسایل مادى) ندارند و شاید به همین دلیل است که طبیعت ، خودش از قبل مقدر کرده است که جهانیان را هدایت کنیم و بر آنان حکمروا باشیم.

ما خواستار تسلیم بدون قید و شرطیم



*!* هنگامى که حکومت خود را آشکارا آغاز کردیم و زمان شکوهمند حکمروایى مان فرارسید، به تمام قانونگزاران اعلام مى کنیم که قوانین را ساده، مختصر، ثابت و بدون هرگونه تعبیر و تفسیر وضع کنند تا همگان به راحتى موفق به فهم کامل آنها شوند. مهمترین عاملى که به قوانین ضمانت اجرایى مى بخشد ، تسلیم بدون قید و شرط در برابر مقررات است. بدین معنى که مقامات پایین، از مقامات بالا اطاعت کنند تا امکان هرگونه سوءاستفاده اى از بین برود.

براى کسانى که بخواهند از مقام خود سوءاستفاده کنند، شدیدترین مجازات را درنظر گرفته ایم. به علاوه اعمال و رفتار مدیران را بادقت نظارت مى کنیم. زیرا حرکت سریع ماشین دولت در گرو رفتار آنها است . هر نوع اهمال در کار آنها، موجب سستى کار در سایر جاها مى شود. لذا، بار دیگر تأکید مى کنم که حتى یک مورد از اعمال غیرقانونى و سوءاستفاده از مقام را بدون مجازات نمى گذاریم.

پس از اینکه مجازاتهاى شدیدى در مورد خلاف کارى ه ا اعمال شد ، پنهان کردن و نادیده گرفتن اشتباهات از سوى کسانى که در خدمت دولت هستند، به کلى از بین خواهد رفت و بدین سان پایه هاى قدرت دولت محکم شده و شأن و پرستیژ دولت بالا مى رود. اگر براى تخلفات جزئى مجازاتهاى سنگین در نظر گرفته نشود، آنهایى که زمام امور را به دست دارند، از مسیر حرکت ملت منحرف شده و مسیرهاى دلخواه خود را طى مى کنند.

*!* قضات، مى دانند که بخشودن جرائم و لغزشها به معناى تجاوز به حریم قانون است و این کار نشانه تلطیف روح و رقت قلب قاضى نیست. گذشت نشان دادن، در زمینه زندگى شخصى، ایرادى ندارد ولى وقتى که پاى مصالح عموم در میان است. گذشت نشان دادن جایز نیست.

*!* سن قضات و کارکنان امور قضایى نباید از 55 سال متجاوز باشد. دلیل نخست، آن است که افراد سالمند در حفظ عقیده خود خیلى پابرجا و متعصب مى باشند. و دیگر آنکه به سختى پذیراى عقاید نو هستند. دلیل دوم، آن است که اعمال این روش نوعى انعطاف پذیرى به کارهایمان مى بخشد و به راحتى مى توانیم افرادى را که کمتر زیرفشارهایمان خم مى شوند، عوض کنیم. یعنى کسى که مى خواهد مقام و موقعیتش را حفظ کند، باید مطیع محض باشد. به طور کلى ما قضاتمان را از میان کسانى انتخاب مى کنیم که با تعهدات خود آشنا باشند و بدانند که وظیفه آنها اعمال مجازات و اجراى قانون است نه آنکه رویایى فکر کنند و به لیبرالیسم بیندیشند. اعمال این گونه روشها موجب مى گردد که همکارى گروهى بین قضات از بین برود و آنان فقط به منافع دولت که سرنوشتشان بدان بستگى دارد، فکر کنند.

*!* امروزه قضات غیرصهیونیست، چون شناخت درستى از رسالت خویش ندارند ، بخشودگى هاى فراوانى را در مورد جنایات قایل مى شوند. البته گناه این کار به گردن فرمانروایان عصر حاضر است ، زیرا در انتخاب قضات دقت کافى به خرج نمى دهند و قضات را با مسئولیتهایشان آشن ا نمى سازند . همانگونه که حیوانات بچه هایشان را به جستجوى شکار مى فرستند، غیرصهیونیستها هم به افرادشان مشاغلى را تفویض مى کنند، بدون آنکه علت به وجود آمدن مشاغل را به آنان یادآور شوند. به همین دلیل حکومتهایشان به وسیله خود آنان و نیز به سبب مدیریت غلط، از درون مى پوسد.

- بگذارید از مثالها وگفتار بالا، درسى دیگر براى حکومت خویش فراگیریم.

*!* ریشه آزادى خواهى را از موسساتى که مسئولیت تربیت نیروى انسانى براى پستهاى حساس دولت دارند، از بیخ و بن برمى کنیم و تصدى اینگونه مشاغل و پستها را به کسانى تفویض مى کنیم که به وسیله خود ما تربیت مى شوند. ممکن است ادعا شود که بازنشسته کردن کارمندان سالمند، هزینه هاى سنگین را براى دولت دربرخواهد داشت. در پاسخ باید گفت که اینگونه کارمندان مى توانند در بخشهاى خصوصى مشغول کار شوند. به علاوه باید خاطرنشان ساخت که تمام پولهاى دنیا در دست م ا خواهد بود و دولت ، ترسى از سنگینى هزینه ها نخواهد داشت.

ما بى رحم خواهیم بود

*!* ما در همه موارد مستبد خواهیم بود و این استبداد، معقول و منطقى به نظر خواهد رسید . تمام اوامر و مقررات ما مورد احترام بوده و بدون چون و چرا به اجرا درخواهد آمد. هرگونه شکایتى از سوى ملت نادیده گرفته مى شود و وضعى پیش مى آوریم که ریشه همه نارضایى ها از بیخ و بن کنده شود. به علاوه براى آنکه چشم همه را بترسانیم، به اعمال مجازاتهاى سنگین دست مى زنیم.

*!* هرگونه پژوهش و فرجام خواهى در زمینه دعاوى حقوقى از سوى متهمان را حذف مى کنیم و مجازاتهاى خود را مشمول پژوهش و فرجام خواهى قرار مى دهیم. زیرا نباید اجازه دهیم که فکر پژوهش و فرجام خواهى در ذهن مردم بوجود آید. اگر چنین موردى پیش آمد، ما نیز به نوبه خود تقاضاى پژوهش مى کنیم. همچنین قضاتى را که موجب شده ند تا فکر فرجام خواهى در میان مردم نضج بگیرد ، آنان را به خاطر شناخت نادرستشان از قوانین شدیداً مجازات مى کنیم. من باز تکرار مى کنم. مدیران ما هر قدمى که برمى دارند، باید با نظارت دقیق ما باشد . زیر ا براى آنکه مردم از ما راضى باشند، دولت خوب ما باید کارمندان خوبى هم در اختیار داشته باشد.
*!* حکومت ما سیماى حکومت پدرشاهى به خود مى گیرد که فرمانروا در آن، نقش پدر و سرپرست مردم را دارد. قوم ما و مردم تحت سلطه ما، فرمانروا را پدر خود مى دانند که از آنه ا نگهدارى مى نماید و نیازهاى آنان را برآورده مى کند و نیز، روابط افراد را با همدیگر و با فرمانروا مشخص مى نماید. به مردم این فکر را القاء مى کنیم که اگر ملت بخواهد در صلح و آرامش بسر ببرد. باید فرمانروا را حامى و سرپرست خود بداند و لب به ستایش اغراق آمیز وى بگشاید.
هنگامى که افرادى را براى تصدى پست و شغلى منصوب مى نماییم ، مردم را متقاعد مى کنیم که صاحبان اینگونه مشاغل و مناصب صرفاً اوامر فرمانروا را اجراء مى کنند و از خود قدرت و اقتدارى ندارند . مردم نیز دلخوش خواهند بود که فرمانروا، زندگى آنها را از هر جهت تأمین مى کند . همانگونه که والدین ، نگهدارى و تربیت فرزندان خویش را وظیفه اى براى خود تلقى مى کنند.
*!* همانگونه که مى دانید، من حکومت استبدادى مان را در دو چیز خلاصه مى کنم : حق و وظیفه . یعنى حق اجرا و انجام وظیفه، مسئولیت مستقیم دولتى است که خود را پدر ملت مى داند. چون دولت ما از یک قدرت خاص برخوردار است، حق دارد که انسان را به اجراى مقررات - همانگونه که طبیعت آن را مشخص کرده است - یعنى تسلیم، وادارد. در این جهان هر چیزى حالت تسلیم را دارد. اگر تسلیم آدمى نیست، تسلیم اوضاع و احوال محیط یا ویژگیهاى درونى خویش مى باشد.
*!* ما باید افرادى را که مرتکب نقض مقررات وضع شده مى شوند ، مجازات کنیم . زیر ا در بطن مجازاتى که براى ترساندن دیگران اعمال مى شود، از لحاظ تربیت و تأدیب درس بزرگى نهفته است.

*!* هنگامى که پادشاه قوم اسراییل، تاج شاهنشاهى اى را که اروپا به وى تقدیم مى کند، برسرمقدسش مى گذارد، به سمت پدر مردم دنیا منصوب مى گردد. به علاوه شمار قربانیانى که ناچاراً به پیشگاه وى تقدیم مى شود، خیلى کمتر از شمار کسانى خواهد بود که در اثر جنون و رقابت بین حکومتهاى غیریهودى قربانى شده اند.

*!* پادشاه قوم ما، در تماس و مشورت مداوم با مردم بوده و از تریبونى که در اختیار دارد، با مردم سخن مى گوید و سخنانش در همان ساعت در سراسر دنیا پخش خواهد شد.

پروتکل شماره 16

*!* براى آنکه بتوانیم به طور موثرى فعالیتهاى اشتراکى غیریهودیان را بدون آنکه به فعالیتهاى گروهى خودمان لطمه اى وارد شود، تخریب سازیم، باید همکارى گروهى را در همان مراحل نخستین عقیم کنیم.

معناى این سخن آن است که به نوسازى برنامه هاى آموزشى دانشگاهها مى پردازیم و تمام استادان و مقامات دانشگاهى را مطابق برنامه هاى سرى و محرمانه براى مشاغل جدیدشان آماده مى کنیم. انتصاب آنان را خیلى محتاطانه انجام مى دهیم و وضعى پیش مى آوریم که کاملا به دولت وابسته بشوند.

*!* دروسى چون قوانین حقوقى مربوط به دولت و مسایل سیاسى را از برنامه هاى آموزشى دانشگاهها حذف مى کنم و این موضوعات را فقط به تعدادى افراد انتخاب شده که داراى استعدادهاى درخشان باشند ، مى آموزیم. دانشگاهها دیگر نباید طرحهاى معجون و مجعولى در زمینه قانون اساسى بیرون بدهند و استادان هم نباید خودشان را به مسایل سیاسى اى که پدرانشان هم از فهم اینگونه مسایل عاجزند، سرگرم کنند.

*!* وقتى گروه زیادى آن هم به طور نامطلوب، با مسایل سیاسى آشنا شوند، همانگونه که آموزش و پرورش در جوامع غیریهودى جنبه همگانى به خود گرفت، نوعى خیالبافى و بدآموزى بوجود مى آید. ما باید مطالب و موادى را وارد نظامهاى آموزشى غیریهودیان کنیم که نظم و انسجام را از سیستم هاى آموزشى آنان بگیرد و اوضاع درهم و برهمى به وجود آورد. اما هنگامى که خودمان به قدرت رسیدیم ، تمام مواد و مطالبى را که بى نظمى به بار مى آورند، و دانش آموزان را به نافرمانى وامى دارند ، از دروس دانشگاههاحذف مى کنیم.

*!* به جاى کلاسى سیسم و تاریخ عهد باستان که چیزهاى بد آن، بیش از چیزهاى خوب است مسایل مربوط به آینده را مورد مطالعه قرار مى دهیم. به علاوه تمام حقایق مربوط به قرون گذشته را که مطلوب ما نباشند، از لوح ذهن آدمیان پاک مى کنیم و فقط اشتباهات حکومتهاى غیریهودى را به حال خود مى گذاریم و مطالبى چون نحوه زندگى عملى ، رعایت نظم ، نحوه برقرارى روابط ب ا دیگران ، پرهیز از خودخواهى که موجب گسترش بدیها است و مسایل تربیتى دیگرى از این قبیل ، در برنامه اى جداگانه و متناسب با مراحل مختلف زندگى تهیه و تدارک مى بینیم. بى شک این برنامه از اهمیت ویژه اى برخوردار خواهد بود.

*!* تربیت افراد باید متناسب با مقدرات و نیازهاى زندگى آنان صورت گیرد. البته افراد باهوشى پیدا مى شوند که مى توانند زودتر از حد معمول وارد مراحل بالاتر بشوند. اما این کاملا اشتباه خواهد بود که ما به خاطر عده معدودى مرزها را بشکنیم و به افراد بى استعداد اجازه دهیم که جاى افراد مستعد را بگیرند و بدون ضابطه وارد مراحلى شوند که صرفاً متعلق به افراد باهوش است.

*!* فرمانروایى که مى خواهد در قلب و ذهن مردم جایى براى خود باز کند، باید از اقدامات و ابتکاراتى که به سود مردم انجام مى دهد، سخن بگوید و در مدرسه و بازار به مردم آموزش بدهد.

*!* به هر نوع آزادى اى در زمینه آموزش خاتمه مى دهیم. اما دانش آموزان در هر سنى که باشند مى توانند با والدین خود در موسسات آموزشى یا مثل گذشته در یک باشگاه و در روزهاى تعطیل گردهم آیند و به بحثهاى آزاد معلمان که در زمینه روابط انسانها، قوانین جزائى، و خلاصه تئورى هاى جدید که قبلا مورد بررسى قرار نگرفته اند، گوش فرا دهند. این تئوریها نخست عقاید جزمى و بسیار قدیمى و سرانجام دین ما را مورد بررسى قرار مى دهند.

*!* از آنجا که قرنها تجربه، به ما آموخته است که عقاید در زندگى و هدایت انسانها نقش بسیار مهمى داشته و این عقاید از طریق تربیت به مردم القاء شده اند، لذا ما باید افکار نو و مستقل را چون گذشته به انحصار خویش درآوریم. روش مهار کردن فکر هم اکنون در دست بررسى و مطالعه است . این کار را به وسیله سیستمى که به سیستم دروس عینى معروف است و هدف آن مبدل کردن غیریهودیان به آدمهایى بى فکر، بى خرد، مطیع که منتظرند دیگران برایشان فکر کنند و عقایدشان را شکل بدهند؛ انجام مى دهیم یکى از بهترین عوامل ما به نام بورژوئیز تقریباً تدریس به وسیله دروس عینى را رواج داده است

پروتکل شماره 17

*!* اشتغال بکار وکالت دادگسترى،[ اغلب ] آدمیان را سرد، بى عاطفه، و بى مسلک بارمى آورد. این گونه افراد همواره از یک دیدگاه غیر شخصى و صرفاً قانونى به مسائل نگاه مى کنند و طبق عادت دیرینه شان، براى مدافعات حقوقى، بیش از رفاه عمومى ارزش قائلند. دفاع از هر موضوعى را مى پذیرند و کوشش مى کنند به هر قیمتى که شده، متشاکى برائت حاصل کند . از کوچکترین ابهام در مسائل حقوقى خرده مى گیرند و بدین سان جنبه اخلاقى قضا و داورى را از بین مى برند. به همین دلیل م ا حرفه وکالت را، در چهارچوبى محدود و در زمره خدمات عمومى قرار مى دهیم. و اجازه نمى دهیم که قاضى و وکیل هر دو در طرح دعاوى حقوقى دخالت داشته باشند.

وکلا، فقط اسناد و مدارک لازم را از طریق دادگاه دریافت مى کنند و مطالعه خود را بر اساس گزارشات کتبى و مدارک انجام مى دهند. پس از اینکه در دادگاه از مراجعین و طرفین دعاوى بازجوئى بعمل آمد و حقایق روشن گردید، آنگاه، وکلاى مدافع کار دفاع خود را آغاز مى کنند . ضمن اً بدون توجه به کیفیت کارشان، حق الوکاله اى به آنان پرداخت مى گردد. این کار باعث مى شود که وکیل نقش متعادل و هم آهنگ کننده اى در امور قضاوت بازى کند، و زمان رسیدگى به دعاوى حقوقى کوتاه گردد.

همچنین این عمل باعث مى شود که وکیل مدافع صادقانه و دور از تعصب کار کند و وکالت بر اساس ضوابطى ثابت انجام گیرد، تا برمبناى علائق و نظرات شخصى. این روش همچنین فسادى را که در حال حاضر در امر وکالت وجود دارد، ریشه کن مى کند و به معامله بین وکیل و موکل خاتمه مى دهد، زیرا طبق این گونه معاملات و قراردادها هر کس پول بیشترى پرداخت کرد، حاکم مى گردد.

کشیش گرى را از بین مى بریم

*!* از مدتها قبل کوشیده ایم که اعتبار کشیشان را در میان غیریهودیان از بین ببریم و به مأموریت آنها بر روى زمین که ممکن است هنوز هم مانع بزرگى برسر راه ما باشند، خاتمه دهیم. البته روز به روز از است که تأثیر آنها کاسته مى شود و اکنون آزادى عقیده در همه جا اعلام گردیده است و . تنها زمان بین ما لحظه ورشکستگى کامل آئین مسیحیت، فاصله انداخته است. راجع به ادیان دیگر اگر بخواهیم دست اندرکار شویم، مشکلات کمترى خواهیم داشت، ولى هنوز زود است در این باره صحبت کنیم . بطور کلى کشیشان را در تنگنا قرار داده ایم و تأثیر آنها روى مردم بر خلاف پیشرفتهاى گذشته شان، روز به روز رو به قهقرا مى رود.

*!* هنگامى که زمان موعود فرا رسید تا دربار پاپ متلاشى شود، ملتها با اشاره دستى نامرئى به سوى دربار حرکت مى کنند، و هنگامى که خود را روى پاپ پرت کردند، ما زیر پوشش مدافع وى، و نیز به بهانه جلوگیرى از خونریزى بیشتر، پادرمیانى و میانجى گرى مى کنیم. و وقتى که به این طریق فکر مردم را مغشوش و منحرف کردیم، به درون دربار، نفوذ مى کنیم و تا قدرت آنرا از بین نبریم، بیرون نخواهیم آمد.

- پادشاه یهودیان، پاپ واقعى جهان و رئیس کلیساى بین الملل خواهد بود.

*!* ضمن این که جوانان را با ادیان باستانى آشنا کرده، دین خود را به آنان آموزش مى دهیم اما آشکارا روى معایب کار کلیساهاى موجود، انگشت نمى گذاریم بلکه از طریق انتقادات حساب شده به جنگ آنها مى رویم تا مردم را از آنها جدا سازیم.

*!* بطور کلى، مطبوعات معاصر ما به انتقاد از امور دولت، مذهب و بى کفایتى هاى غیریهودیان ادامه مى دهند و در نوشته ها یشان غیر اخلاقى ترین اصطلاحات و عبارات را به کار مى گیرند تا به هر وسیله اى که مقدور باشد، شأن و منزلت آنان را تنزل دهند و این کار فقط از دست افراد با استعداد قوم هوشمند ما بر مى آید.

*!* پادشاهى ما از قداست ویشنو{خداى هندوها} د فاع مى کند و در واقع تجسم شخصیت اوست . ما چون ویشنو صد دست داریم و بر سر هر دست انگشتى قرار دارد، که کلیه مهارهاى دستگاه حیات اجتماعى را در اختیار خواهیم گرفت و هر یک چون پلیس رسمى ناظر بر هر کارى هستیم و تدابیرى اندیشیده ایم که دولتهاى غیریهودى از فعالیتهاى ما بى اطلاع بمانند.

طبق برنامه هایمان یک سوم از افراد تحت سلطه، مراقب رفتار و اعمال بقیه خواهند بود و این کار را بر اساس خدمت داوطلبانه خویش به دولت، انجام مى دهند. خبرچینى و جاسوسى براى دولت نه تنها ناپسند نیست، بلکه مایه افتخار هم هست. در عین حال اگر کسى گزارشى بى اساس علیه دیگران به دولت بدهد ، شدیداً مجازات خواهد شد. تا کسى نتواند از قدرتش سؤ استفاده کند و از حق خود تجاوز نماید.

*!* عوامل مان را هم از طبقه بالا و هم از طبقه پایین مردم انتخاب مى کنیم . در میان این عوامل ، مدیرانى که به کارهاى تفریحى سرگرمند، سردبیرهاى روزنامه ها، ناشران، صاحبان چاپخانه ها، کتابفروشها ، منشى ها، فروشندگان، کارگران، مربیان ورزشى، خدمتکاران و غیره وجود دارند. این گونه افراد حق ندارند که خود سرانه دست بکارى بزنند. همچنین پلیس، قدرتى از خود نخواهد داشت و کارش تنها مشاهده کردن و گزارش دادن است. تحقیق در مورد گزارشات و توقیف افراد، با نظر مشاوران و گروهى که بر کار پلیس نظارت دارند انجام مى گیرد. اگر کسى در مورد مسائل سیاسى ، موضوعى را مشاهده کرد و گزارش نداد ، مسئول خواهد بود و اگر تقصیر وى ثابت شود، به جرم کتمان وقایع مورد بازخواست واقع خواهد شد.

*!* همانگونه که برادرانمان مسئولند تا با قبول خطر براى خود ، خویشاوندان مرتد خویش و نیز کسانى که علیه رهبران دینى اقدام مى کنند، را به مقامات مذهبى معرفى نمایند ، در نظام شاهنشاهى مان هم، تمام مردم سراسر جهان مسئولند که وظیفه خود را در این زمینه نسبت به دولت انجام دهند.

*!* با اعمال چنین روشى، هر گونه سوء استفاده از قدرت ، زورگوئى ، رشوه خوارى و تمام اعمال ناپسندى از این قبیل که مشاوران ما به کمک تئورى هاى حقوق بشر به فرهنگ و آداب و رسوم غیریهودیان تحمیل کرده اند، از بین خواهد رفت. اما چگونه ما زمینه را براى ایجاد بى نظمى در ادارات آنان مساعد ساختیم؟ از میان روشهاى گوناگون مى توان به مهمترین عامل، یعنى افرادى که به نام ایجاد کننده نظم به ادارات نفوذ کردند، نام برد. این افراد در فرصتهاى مناسب به متلاشى کردن وحدت و همدستى آنان مى پردازند. و تمایلاتى چون سرسختى، غرور، خودبینى، عدم احساس مسئولیت و از همه بالاتر ، دمدمى بودن را در آنان بوجود مى آورند.




پروتکل شماره 18

*!* چون بسیارى از توطئه گران فقط حرفهاى توخالى مى زنند، لذ ا تازمانى که مرتکب فعالیتهاى آشکارى نشوند، دست رویشان نمى گذاریم. ولى افرادى را بنام ناظر، به میان آنه ا مى فرستیم . باید بخاطر داشت که اگر دولتى بخواهد توطئه هائى را که کشف مى کند، فاش نماید ، از شأن و پرستیژ خو د خواهد کاست. زیرا اینکار نشانه آنست که یا دولت به ضعف خود اعتراف مى کند و یا اینکه بى عدالتى شدید وجود دارد.

به خوبى مى دانید که ما هر چند گاه یک بار ، عواملمان را زیر پوشش فعالیتهاى سیاسى به جان پادشاهان غیر یهودى انداخته ایم و شأن و اعتبار آنان را تنزل داده ایم. ما فرمانروایان غیریهودى را واداشته ایم تا اعلام کنند که تدابیرى براى حفاظت خود به طور مخفیانه اندیشیده اند و بدینسان آنها را مجبور کرده ایم که به ضعف خود اعتراف کنند. بدون شک به زودى ما قدرت آنان را متلاشى خواهیم کرد.

*!* مافرمانروایان را خیلى مخفیانه حفاظت مى کنیم. ولى نحوه حفاظت چندان چشم گیر و با اهمیت نخواهد بود. زیرا نمى خواهیم اعتراف کنیم که توطئه هائى در کار است و فرمانروا، قدرت برابرى با اینگونه توطئه ها را ندارد. و نیز اعتراف نمى کنیم که فرمانروا، خود را از خطرات پنهان مى کند.

*!* اگر ما همچون غیریهودیان که همواره پذیرفته و مى پذیرند که خطر آنها را تهدید مى کند ، بپذیریم که خطرى در کار است، به دست خود، سند مرگ فرمانروایمان را امضاء کرده ایم . حال اگر این حقیقت در مورد فرمانروا صدق نکند، در فاصله اى نه چندان دور، درباره جانشینانش صدق خواهد کرد.

حکومت به کمک ارعاب

*!* سیماى ظاهرى حکومت ما به گونه اى است که نشان مى دهد فرمانروا تمام قدرتش را در جهت رفاه ملتش بکار مى گیرد، نه بخاطر حفظ منافع خود و خویشاوندانش. لذا وقتى که مردم شاهد چنین رفتارى باشند، حکومتش بوسیله افراد تحت سلطه حفاظت خواهد شد و از ستایشهاى اغراق آمیز برخوردار خواهد بود. زیرا رفاه هر شهروندى به اقتدار حکومت بستگى خواهد داشت.

- حفاظت فرمانروا به گونه اى آشکار، نشانه ضعف قدرت و مدیریت رهبر است.

*!* هنگامى که فرمانرواى ما به میان مردم مى رود، ظاهر اً گروهى زن و مرد مشتاق (که در واقع محافظان اویند) او را احاطه مى کنند و صف اول دیدارکنندگان را تشکیل مى دهند و وانمود مى کنند که به خاطر حفظ نظم باید صفوف دیگران را بدون رعایت احترام به عقب زد. این عمل، فشار و ناراحتى مردمى را که براى دیدار او یورش مى آورند، کاهش مى دهد. اگر کسى در بین مردم خواست که عریضه اى بدست فرمانروا بدهد، کسانى که در صف اول قرار دارند، عریضه او را گرفته و در برابر چشمانش به فرمانروا مى دهند: تا بدانند که فرمانروا خود بر همه امور نظارت دارد. مردم همیشه باید بگویند اگر فرمانروا این را بداند یا آن بگوشش برسد، چنین و چنان خواهد شد

*!* اگر سازمانى رسمى براى حفاظت فرمانروا تأسیس شود، شأن و اعتبار او با این کار از بین مى رود. وانگهى، شورش طلبان در انتظار فرصت مى مانند تا به موقع، حمله خود را آغاز کنند.

*!* کسانى که علیه ما مرتکب جنایت شوند، پس از اینکه ظن مان به یقین مبدل گشت ، آنها را بازداشت مى کنیم و اجازه فرار به آنان نمى دهیم. کسانى که در زمینه مسائل سیاسى مرتکب جرم شوند، باید انگیزه آنها را جویا شویم. زیرا هیچکس نباید دخالت در مسایل سیاسى را حق خود بداند و این تنها دولت است که با همه مسائل آشنائى دارد... البته همه دولتها از ماهیت واقعى سیاست سر در نمى آورند.

پروتکل شماره 19

*!* اگر از ابراز هر گونه نظریه اى مستقل، در زمینه مسائل سیاسى، جلوگیرى نکنیم، بدون شک مردم را تشویق خواهیم کرد که گزارش، پیشنهاد، طرح وپروژه هائى براى بهبود شرایط زندگى خود به دولت ارائه بدهند. البته این کار به نوبه خود موجب خواهد شد که ما به معایب و محاسن پیشنهادات افراد تحت سلطه خود پى ببریم و به یکى از دو طریق زیر به آنان پاسخ بگوئیم. یا اینکه پیشنهادات آنها را به اجراء در آوریم و یا اینکه ضمن نشان دادن کوته بینى ها و قضاوتهاى نادرست شان، نظرات آنها را رد کنیم.

*!* شورش علیه دولت، به پارس کردن سگ در برابر فیل مى ماند. زیرا دولتى که از نظر مردم نه از نظر پلیس، خوب سازمان یافته باشد، به اینگونه شورشها اهمیتى نمى دهد . لذ ا براى نشان دادن اهمیت اینگونه شورشها مثالى بهتر از زوزه سگ در برابر فیل، نمى توان یافت. زیرا وقتى که سگ ب ه وضوح فیل را دید، زوزه اش را قطع مى کند و دمش را تکان مى دهد.

*!* ما منتهاى کوششمان را بکار مى بریم و امیدواریم که غیریهودیان به مخالفت علیه م ا برنخیزند و شورش راه نیندازند. به همین دلیل ما در مطبوعات اعلام خواهیم کرد کسانى که بخاطر خیر و رفاه عمومى با شورشیان درگیر شوند و بمیرند، شهید تلقى مى شوند و با این کار ما هزاران نفر از غیریهودیان را به گله خدمتکاران خود افزوده ایم.

پروتکل شماره 20

*!* امروز درباره مسائل مالى، که من آنرا به پایان این گزارش موکول کرده ام، و در عین حال بخش اعلاى برنامه هاى مان را تشکیل مى دهد، صحبت مى کنم. قبل از اینکه وارد بحث شوم، خاطرنشان مى سازم که یکبار اشاره اى کردم و گفتم که ما تمام فعالیتهایمان را با اعداد و ارقام نشان مى دهیم.

*!* هنگامى که حکومت شاهنشاهى مستقل ما آغاز شد، از تحمیل مالیاتهاى سنگین بر دوش توده مردم پرهیز مى کنیم. اما چون دولت هزینه هاى سنگین دارد، براى اداره امور به پول نیاز داریم . به همین دلیل براى ایجاد تعادل در این زمینه باید خیلى محتاطانه عمل کنیم.

*!* در نظام حکومتى ما، شاه قانوناً مالک همه اموال دولت است ( مى توان این موضوع را به سادگى از قوه به فعل در آورد) و مى تواند به منظور به جریان انداختن پولها، تمام وجوه موجود را قانونا ضبط کند . بدنبال این اقدام مى توان با وضع مالیات تصاعدى بر دارائى، دیون را پرداخت کرد، بدون آنکه بر اثر وصول درصد معینى از دارائى مردم بعنوان مالیات، فشار یا زیانى بر افراد وارد شود. ثروتمندان باید بدانند که وظیفه آنان ایجاب مى کند که قسمتى از دارائى خود را در اختیار دولت بگذارند. زیرا دولت مالکیت باقى ثروتشان را محترم شمرده و شرافتمندانه سود بردن آنها را تضمین مى کند. اینکه مى گویم شرافتمندانه منظورم اینست که نظارت دولت بر دارائى، از غارت قانونى جلوگیرى مى کند.

*!* اصلاحات اجتماعى باید از بالا صورت گیرد زیرا اصلاح اجتماعى، یکى از شرایط ضرورى برقرارى صلح است.

*!* تحمیل مالیات بر مردم فقیر، براى دولت خطراتى در بر دارد و به مثابه کاشتن بذر انقلاب است . کسى که در شکار بدنبال صید کوچک مى رود، صید بزرگ را از دست مى دهد. صرف نظر از این موضوع، اخذ مالیات از سرمایه داران بزرگ مانع تراکم ثروت نزد افراد مى شود و ما تا امروز آن را عامل متعادل کننده و نگه دارنده غیر یهودیان {مسائل مالى آنها} دانسته ایم.

*!* مالیات تصاعدى به نسبت سرمایه، منبع درآمد عمده اى براى دولت به شمار مى رود و به مراتب بهتر از مالیات کنونى است که از افراد وصول مى شود. ما امروز وصول اینگونه مالیات را موجه مى دانیم زیرا مشکلات و تنگناهاى زیادى براى دولتهاى غیر یهودى به وجود مى آورد.

*!* تأکید پادشاه قوم ما بر آن خواهد بود که تعادل اقتصادى و صلح، هر دو تضمین گردد. براى آنکه این دو منظور برآورده شود، سرمایه داران باید بخشى از درآمد خود را به دولت واگذار کنند تا بدینسان چرخهاى ماشین دولت بخوبى و با اطمینان کامل به حرکت درآید. نیازهاى دولت باید به وسیله کسانى برآورده شود که اگر از ثروتشان چیزى برداشته شود، فشارى احساس نکنند.

*!* چنین اقدامى ( کمک سرمایه داران به دولت) موجب مى شود که نفرت فقیر نسبت به ثروتمند زایل گردد. زیرا فقیر مى بیند که ثروتمند برقرار کننده صلح و رفاه است و نیز مى بیند که ثروتمند بسیارى از نیازهاى دولت را از طریق کمک مالى برآورده مى کند.

*!* براى آنکه مالیات دهندگان وابسته به طبقه تحصیل کرده، از پرداخت مالیاتهاى جدید احساس فشار و ناراحتى نکنند باید حسابها را بطور دقیق به اطلاع آنها رساند تا بدانند که وجوه پرداختى به چه مصارفى رسیده است. البته صورت حسابهاى مخارج دربار و سایر مؤسسات ادارى از این قاعده مستثنى خواهد بود.

*!* کسى که فرمانروائى مى کند، هیچگونه ثروت و اموالى نخواهد داشت . زیرا از سوئى مالک همه اموال و دارائى دولت است و از سوئى دیگر چنانچه ثروتى بیاندوزد، خود را از دیگران متمایز ساخته است. به علاوه مالیکت فردى حاکم موجب اضمحلال و نابودى مالکیت عمومى مى گردد.

*!* البته خویشاوندان فرمانروا از این قاعده مستثنى بوده و مى توانند اموال داشته باشند. اما کسانى که از منابع مالى دولت استفاده مى کنند، باید به صف خدمتگزاران دولت در آیند. در غیر این صورت باید صرفا مال کنند. داشتن قرابت با خانواده سلطنتى نباید باعث حیف و میل در اموال دولت گردد.

*!* کسانى که اقدام به خرید چیزى مى کنند و یا ارثى از بستگان خود مى برند ، مشمول پرداخت مالیاتى تصاعدى به نام حق تمبر مى شوند. انتقال دارائى خواه به صورت نقدى باشد و خواه به صورت غیر نقدى، بدون ارائه شواهدى دال بر پرداخت این نوع مالیات –( انتقال به طریق ثبتى صورت مى گیرد) – مالک قبلى اموال را به پرداخت مالیات و بهره مالیات از لحظه انتقال تا کشف واقعه، مکلف مى کند . سند انتقال اموال که نام، نام خانوادگى و محل سکونت مالک قدیم و جدید در آن مندرج است، هر هفته باید به اداره خزانه دارى محل ارائه گردد.
*!* اکنون مى توانید تخمین بزنید که چه درآمد سرشارى از این گونه مالیات ها را مى توان از کشورهاى غیر یهودى وصول کرد.
*!* خزانه دار دولت موظف است که ذخایر مالى و نیز مبالغ مازاد بر ذخایر را که باید براى گردش وارد بازار شود، تعیین و تنظیم کند. به کمک این گونه منابع مالى، دولت کارهاى عام المنفعه انجام مى دهد و بدینسان منافع طبقه کارگر با منافع دولت و کسانى که فرمانروائى مى کنند، پیوند مى خورد. به علاوه از این وجوه نیز مبالغى براى کارهاى ابداعى و تولیدى کنار گذاشته مى شود.
*!* به هیچ عنوان نباید وجهى مازاد بر ذخایر بر آورده شده مورد نیاز، در خزانه دولت راکد بماند. زیرا پول باید در گردش باشد و راکد گذاشتن پول، ماشین دولت را به وضع اسف بارى از کار مى اندازد. به عبارت دیگر، گردش پول به مثابه عاملى است که چرخهاى ماشین دولت را روان مى کند و از توقف آن جلوگیرى مى نماید.

*!* استفاده از اوراق بهادار در امر معاوضه و پرداخت، خود موجب رکود گردیده است و نتیجه این اوضاع و احوال امروزه به طور وضوح دیده مى شود.
*!* مؤسسه اى به نام دیوان محاسبات تأسیس مى کنیم تا فرمانروا بتواند صورت حساب در آمدها و هزینه هاى ممکلت را به استثناى حساب ماه جارى و ماه قبل از آن که به دیوان محاسبات گزارش نشده اند، در هر لحظه اى که بخواهد، ملاحظه کند.
*!* تنها کسى که علاقه اى به چپاول اموال دولت ندارد، مالک آن یعنى فرمانروا دولت است. به همین دلیل نظارت شخص فرمانروا امکان هر گونه کسرى نامعقولى را از بین مى برد.

*!* تشریفات در بارى و پذیرفتن اشخاص که موجب تلف شدن وقت گرانبهاى فرمانروا مى شوند ، حذف خواهد شد تا وى وقت کافى براى نظارت و بررسى امور داشته باشد . بعلاوه قدرتش میان فرصت طلبانى که بخاطر شکوه و جلالش او را احاطه کرده و صرفاً بمنافع خویش فکر مى کنند تا منافع دیگران ،تجزیه و تقسیم نخواهد شد.

*!* با خارج کردن پول از گردش، غیریهودیان را با بحران اقتصادى مواجه نموده ایم. به عبارت دیگر ، سرمایه ها و پولهاى فراوانى را که متعلق به دولتهاى غیریهودى است، دچار رکود کرده ایم . مثلا سرمایه هائى که بابت اینگونه وامها پرداخت مى شود، بار مالى این دولته ا را سنگین کرده و در واقع دولتها برده اینگونه سرمایه ها مى شوند. تمرکز صنعت در دست عده معدودى از صاحبان صنایع ، شیره جان ملتها و دولتها را مکیده است...

*!* در حال حاضر، انتشار پول بطور کلى با نیازهاى افراد متناسب نیست و احتیاجات کارگران و کارکنان را جوابگو نمى باشد. لذا انتشار پول باید با رشد جمعیت هماهنگ بوده و کودکان نیز از همان لحظه تولد، مصرف کننده پول به حساب آیند. انتشار پول یک مسأله مالى است که باید در سطح جهان مورد بررسى قرار گیرد.

*!* همانگونه که آگاهید، کشورهائى که طلا را به عنوان پشتوانه پولشان پذیرفته اند، با نابسامانى هائى مواجه هستند زیرا طلا نمى تواند نیاز روز افزون به پول را ارضاء کند. البته ما تا آنجا که توانسته ایم طلا را از گردش خارج ساخته و آن را به سود خود برداشته ایم.

*!* ما معتقدیم که بها و ارزش کار آدمى باید به عنوان پشتوانه پول پذیرفته شود. خواه این ارزش به صورت کاغذ عرضه گردد، و خواه به صورت چوب. براى آنکه انتشار اسکناس را با نیازهاى طبیعى افراد هماهنگ سازیم، باید شمار افراد متولد شده را به جمعیت افزوده و میزان مرگ و میر را از کل جمعیت کم کنیم.

- هر اداره اى حساب هاى خاص خود را تنظیم مى کند.

*!* براى آنکه تأخیرى در پرداخت پول هاى مورد نیاز دولت رخ ندهد ، مبلغ و زمان پرداخت پولها طبق دستور فرمانروا مشخص خواهد شد. این کار باعث مى شود که وزارتخانه ی ا مؤسسه ای به مؤسسات دیگر خسارات مالى وارد نکند.

*!* بودجه درآمدها و هزینه ها به گونه اى در کنار هم تنظیم و عرضه مى گردد که هیچگونه ابهامى در این مورد وجود نداشته باشد.

*!* دگرگونى هائى که ما در مؤسسات غیریهودیان ایجاد مى کنیم ، بگونه اى خواهد بود که کسى متوجه خطر نمى شود. ما به دولتهاى غیریهودى خاطرنشان مى کنیم که دولتهاى آنها بدلیل بى نظمى ، ابهام در امور مالى، احتیاج به تحولاتى در این زمینه دارند. نخستین بى نظمى و نابسامانى اى را که ما به آنها یادآور مى شویم، تنظیم بودجه هاى آنهاست که سال به سال اقدام به تنظیم آن مى کنند.البته آنه ا نخست بودجه شش ماه اول سال را تنظیم مى کنند. سپس هزینه هاى سه ماه بعد را برآورد مى نمایند و سرانجام به یک مکمل بودجه نیاز پیدا مى کنند. سال بعد که اقدام به تنظیم بودجه مى کنند،بودجه آنه ا 50 درصد بودجه سال قبل افزایش مى یابد و بدین سان بودجه آنها سال به سال اضافه مى شود و دیرى نمى پاید که خزانه آنها خالى مى گردد و بهره دیونشان بطور ناگهانى ترقى مى کند و سرانجام دچار ورشکستگى مى شوند.

*!* کاملاً آگاهید که مقررات مالى و اقتصادى اى که ما به غیریهودیان پیشنهاد مى کنیم ، هرگز به وسیله خودمان اجراء نخواهد شد.

وام خارجى

*!* هر گونه وامى براى دولتها نوعى ضعف به بار مى آورد. قرضها، چون شمشیر داموکلس بر روى رفرمانروایان آویزانند. اینگونه فرمانروایان به جاى آنکه براى پرداخت دیون ، مالیاتهاى موقت از مردم گیرند، دست تکدى خود را به سوى بانکداران ما دراز مى کنند. وامهاى خارجى چون زالو بر پیکر دولت می چسبند و شروع به مکیدن خون مى کنند و سرانجام یا دولت را از پاى در مى آورند یا خود در اثر مکیدن خون فراوان از پیکر دولت کنده مى شوند. اما دولتها اینگونه زالوها را از تن خویش جدا نمى کنند. یعنى آنکه آنقدر به گرفتن وام ادامه مى دهند که سرانجام در اثر از دست دادن خون فراوان آن هم بنا به خواست خود ، از پاى در مى آیند.

*!* به راستى اصل و ماهیت وام، به ویژه وام خارجى چیست؟ وام خارجى مسأله اى است که به دولت مربوط مى شود و آن شامل سفته و سندى است که وام گیرنده متعهد مى شود که متناسب با سرمایه (مبلغ وام) درصد معینى به وام دهنده بهره بپردازد. میزان بهره در طول 40 سال به دو برابر و در طول 60 سال به سه برابر کل سرمایه خواهد رسید و آنچه که در این میان به صورت پرداخت نشده باقى مى ماند ، اصل سرمایه است.

*!* اینگونه محاسبات نشان مى دهند که دولت با وضع مالیاتهاى گوناگون، پولهاى مردم فقیر را به منظور تسویه حساب با سرمایه داران خارجى تلمبار کرده و به جاى آنکه این گونه پوله ا را در جهت رفع نیازمندى هاى خود مصرف کند، بابت بهره وامهاى خارجى هدر مى دهد.

*!* تا زمانى که وامهاى داخلى رایج بودند ، غیریهودیان فقط پول فقر ا را به جیب ثروتمندان مى ریختند اما از وقتى که ما وامهاى خارجى را مرسوم ساختیم، ثروت ملتها به سوى صندوقهاى پولمان سرازیر گشت و غیر یهودیان شروع به پرداخت باج به ما کردند.

*!* سطحى فکر کردن فرمانروایان غیریهودى در زمینه مسائل مالى، رشوه گیرى وزیران و آشنا نبودن مقامات مسئول با مسائل مالى، موجب گردیده اند که ممالک غیریهودى، زیربار دیون ما که پرداخت آنها به سادگى مقدور نیست، بروند.

*!* ما پولهاى مان را راکد نمى گذاریم و نیز اوراق قرضه منتشر نمى کنیم مگر اوراقى که بهره آنها یک درصد باشد. همچنین وام بهره دار نمى گیریم و به رباخواران اجازه نمى دهیم که چون زالو خون دولت را بمکند. ضمناً، اجازه انتشار و استفاده از اوراق را منحصراً به کمپانى هاى صنعتى مى دهیم زیرا ینگونه کمپانى ها از سود سرشارى که عایدشان مى شود، بهره خرید اینگونه اوراق را بدون آنکه فشارى احساس کنند، مى توانند بپردازند ولى به عکس کمپانى ها، دولت، پولهائى را که به عنوان قرض مى گیرد ، به جاى معامله کردن و سود بردن، آنها را بلافاصله خرج مى کند.

*!* بجاى آنکه دولت از مؤسسات صنعتى وام بگیرد و بهره وام را بپردازد، منفعت اینگونه مؤسسات را به صورت وام دریافت مى نماید و از راکد ماندن پول و سودجوئى نامطلوب، جلوگیرى مى کند.

*!* غیریهودیان بى آنکه بیندیشند، از ما وام مى گیرند و به این ترتیب، علاوه بر سرمایه، مبلغى هم به عنوان بهره وامها پرداخت مى کنند. این عمل، عقب ماندگى ذهن و کوتاهى فکر آنها را بوضوح نشان مى دهد.

چه راهى ساده تر از این وجود دارد که آنها پول مورد نیاز دولت را از ملت بگیرند؟

*!* یکى از نشانه هاى ذکاوت و هوش قوم برگزیده ما این است که مسأله وامها را به نحوى به غیریهودیان عرضه کرده ایم که آنها فکر مى کنند وام گرفتن امتیازات فراوانى برایشان در بردارد.

*!* هنگامى که زمان موعود فرا رسید، سیستم حسابداریمان را عرضه مى کنیم تا هر کسى بتواند در یک نگاه کوتاه، وضع، دقت و ابداعاتمان را در زمینه حسابدارى ملاحظه کند. البته اینگونه پیشرفتها معلول تجربیاتى است که ما روى دولتهاى غیریهودى به عمل آورده ایم. اما هنگامى که شاهنشاهى مان آغاز گشت ، به آن دسته از سوء استفاده هائى که در زمان تسلطمان بر غیریهودیان رایج بوده، خاتمه مى دهیم.

*!* سیستم حسابدارى مان را به گونه اى تحت کنترل و نظارت قرار مى دهیم که از فرمانروا گرفته تا خدمتگزار جزء، هیچکدام نتوانند پس از اینکه برنامه کارها مشخص شد، در نحوه مصرف کمترین وجه از وجوه دولت، تغییرى ایجاد کنند.

*!* همانگونه که گام نهادن بدون توشه در راهى نامعلوم، قهرمانان و نیمه خدایان را با شکست مواجه مى کند، حکومت کردن نیز بدون داشتن برنامه اى مشخص غیر ممکن است.

*!* هنگامى که فرمانروایان غیریهودى از ما مشورت مى خواهند، برنامه هائى برایشان طرح مى کنیم که بیشتر وقتشان صرف تشریفات دربارى، پذیرفتن نمایندگان و سرگرمى ها بشود و از اداره امور باز بمانند . بودجه هاى تشریفات دربارى را عواملمان برایشان تنظیم مى کنند و به امید اینکه در آینده وضع اقتصادیشان بهتر خواهد شد، آنها را راضى نگه مى دارند... چگونه اقتصادشان بهتر خواهد شد؟ از طریق مالیاتهاى جدید؟ این سؤالات براى آنها مطرح خواهد بود ولى اگر کسى حسابها و پروژه هاى ما را بخواند نیازى به سوال کردن نخواهد داشت.

*!* شما اینک مى دانید که چگونه بى دقت بار آمده اند و چگونه نابسامانى هاى مالیشان به اوج خود رسیده است و نیز چگونه صنعتشان دوام نخواهد آورد.

پروتکل شماره 21

*!* مى خواهم به آنچه که در آخرین جلسه به شما گزارش کردم ، تفسیر مفصلى پیرامون وامهاى داخلى اضافه کنم، درباره وامهاى خارجى چیزى نمى گویم زیرا دولت ما به علت تغذیه و استفاده از پولهاى کشورهاى غیر یهودى، احتیاجى به وام خارجى ندارد.

*!* پولهاى مازاد بر احتیاج مان را به کشورهاى غیریهودى وام مى دهیم و با استفاده از رشوه خوارى مدیران و اهمال و ندانم کارى فرمانروایان اینگونه ممالک، دوتاسه برابر پولهایمان را پس مى گیریم. آیا کسى مى تواند که در حق ما چنین کند؟ از آنجا که ما وام خارجى نمى گیریم، پاسخ منفى است. بنابراین من فقط بذکر جزئیات وامهاى داخلى مى پردازم.

*!* دولتهاى غیریهودى اعلام مى کنند که مردم مى توانند از طریق خرید اوراق قرضه ، به دولت وام بدهند. قیمت اینگونه اوراق هم در حدى خواهد بود که همه قدرت خرید آنها را داشته باشند. به کسانى که روزهاى اول براى خرید اقدام کنند، تخفیفهائى داده مى شود. اما روزهاى بعد قیمته ا بطور مصنوعى بالا مى رود و دلیل بالا رفتن قیمتها، تقاضا و هجوم بیش از حد مردم اعلام مى گردد . پس از چند روز دولتها اعلام مى کنند که خزانه مملو از پول است و تقاضا براى خرید اوراق بیش از وام مورد نیاز است . سرانجام دولتها به مردم مى گویند که به سفته هائى که از دولت خود دارند، باید اعتماد کرد و رمز تمام قضای ا در همین نکته آخر نهفته است.

*!* هنگامى که به اصطلاح اجراى نمایش کمدى پایان یافت، دولتها در برابر وامهائى که روز به روز بار آنها سنگینتر مى شود، قرار مى گیرند و ناگزیر مى گردند که براى پرداخت بهره این گونه وامها ، وامهاى جدیدى دست و پا کنند. اما وامهاى جدید نه تنها صرف پرداخت وامهاى قدیم نمى شود ، بلکه به اصل وامهاى قبلى اضافه مى گردد. بعلاوه وقتى که اعتبارات موجود مصرف شد، دولتها ناگزیر مى شوند که از طریق وضع مالیاتهاى جدید، اقدام به پرداخت وامها کنند. در واقع اینگونه مالیاتها وامى هستند که وام دیگرى با آن پرداخت مى شود.

*!* پس از مدتى به دارندگان اوراق قرضه اعلام مى شود ، در صورتى که حاضر شوند بهره اوراق خریدارى شده را کاهش دهند، مى توانند اوراقشان را تبدیل کنند. البته اینکار بدون رضایت وام دهندگان امکان پذیر نیست. لذا، دولت به آنان پیشنهاد مى کند در صورت داشتن تمایل به اینکار، مى توانند پولهاى خود را دریافت کنند. حال اگر همه براى پس گرفتن پولهاى خود مراجعه کنند ، دولت گرفتار و درمانده خواهد شد و قادر به پرداخت مبالغ پیشنهاد شده نخواهد گردید.

خوشبختانه دولتمردان غیریهودى، چیزى درباره مسایل مالى نمى دانند و در معاوضه و مبادله سهل گیرند و به امید سرمایه گذارى هاى جدید از بهره هایشان چشم پوشى مى کنند.

*!* غیریهودیان که امروزه از ما وام خارجى مى گیرند، نمى توانند اینگونه حیله ها را علیه ما بکار ببرند. زیرا مى دانند که اگر بخواهند در این مورد اقدام بکنند، ما پولهایمان را پس مى گیریم.

*!* وقتى که بین منافع مردم و حکام ممالک ، وجه اشتراک و رابطه اى وجود نداشته باشد ، ورشکستگى اینگونه دولتها اجتناب ناپذیر است.

*!* از شما خواهش مى کنم که به این نکته دقیقاً توجه کنید: امروزه تمام قرضهاى داخلى ، قرضهائى هستند که موعد پرداخت آنها کم و بیش نزدیک است و معمولاً اینگونه وامها را به قسمت پس ازنداز بانکها و ذخیره پولى واریز مى کنند. حال اگر این پولها براى مدتى طولانى در اختیار دولت باشند، دولت مى تواند با آنها بهره وامهاى خارجى را پرداخت کند و از سنگینى بار آنها بکاهد.

*!* این اقدام بسیارى از به اصطلاح چکه هاى خزانه دارى دولتهاى غیریهودى را مى بندد.

*!* هنگامى که به فرمانروائى جهان رسیدیم، تمام اینگونه مقرارات را که با منافع ما هماهنگ نباشند، از پیش پاى خویش برمى داریم و تراشه ها و بقایاى آنها را پاک مى کنیم. حتى بازار سهام و بورس بازى را از بین مى بریم و اجازه نمى دهیم که نوسان قیمتها و ارزشهاى متغیرى که روى کالاها گذاشته مى شوند ، به شأن و پرستیژ قدرتمان لطمه اى وارد کنند. طبق قانون بهاى هر چیزى را طورى تعیین مى کنیم که نشان دهنده واقعى قیمت تمام شده آن چیز باشد و قیمت کالا بالا و پائین نرود.

*!* بجاى بازار سهام و بورس، مؤسسات اعتبارى وابسته به دولت تأسیس مى کنیم . هدف اینگونه مؤسسات آنست که قیمت کالاهاى صنعتى را مطابق با خواست و نظر دولت تثبیت کنند . شما مى توانید تصور کنید که چه قدرت عظیمى را ما مى توانیم بدینوسیله براى خود کسب کنیم.

پروتکل شماره 22

*!* در خلال گزارشهایى که به شما داده ام، کوشش کرده ام که با دقت، اسرار وقایع گذشته ، آینده ، وقایع کنونى که مى روند ت ا به جریانهاى بزرگ تاریخ ملحق شوند ، و همچنین اسرار روابطمان را با غیریهودیان و نیز عملکرد مسائل مالى را برایتان ترسیم کنم. ضمناً مبحث کوتاهى را که باقى مانده است ، اضافه مى نمایم.

*!* ما بزرگترین قدرت عصر یعنى طلا را در اختیار داریم و در طول دو روز مى توانیم هر اندازه که بخواهیم، از انبارهایمان طلا خارج کنیم.

*!* مطمئناً احتیاجى نیست که بیش از این استدلال کنیم که خداوند مقدر کرده است تا بر جهانیان فرمانروا باشیم. مطمئناً احتیاجى نیست که ثابت کنیم تمام بدى هائى را که مرتکب شده ایم ، همگى وسیله هائى بوده اند که از آنها براى رسیدن به هدفهایمان که همانا رفاه واقعى و بر قرارى نظم است، کمک گرفته ایم. ثابت خواهیم کرد که مددکارانى هستیم که آرامش را به زمینى که متلاشى شده است، بر مى گردانیم و آن را به محل صلح و آرامش مبدل مى کنیم. همچنین آزادى و خوشبختى انسانها را به آنان باز مى گردانیم به شرط آنکه قوانینى را که وضع کرده ایم، دقیقاً رعایت کنند. یادآور مى شویم که آزادى به معناى عیاشى و زیاده روى و لجام گسیختگى نیست و نیز نشان مى دهیم که آزادى فرد به هیچ وجه در ایراد سخنرانى به منظور تحریک توده هاى لجام گسیخته نیست. بلکه آزادى یعنى پرهیز از خشونت و اطاعت دقیق از قوانین زندگى.

*!* قدرت شکوهمند ما قادر است که حکومت را بدست گیرد و بشر را هدایت کند . کار ما سخن سرائى و سرهم کردن کلمات نامفهوم نیست. قدرت ما بگونه اى است که هر کس را وامى دارد تا با احترامى توأم با ترس در برابر عظمتش زانو بزند.

پروتکل شماره 23

*!* (در حکومت را جهانى خود) براى آنکه مردم به اطاعت کردن عادت کنند ، باید درس قناعت و تواضع به آنان آموخت. معناى این سخن آنست که از تولید اشیاء لوکس باید جلوگیرى کرد. زیرا به مدد این کار مى توانیم مسائل اخلاقى را که به سبب رقابت در مصرف اشیاء لوکس متزلزل گردیده اند، اصلاح کنیم. تأسیس کارگاههاى تولیدى کوچک که به معناى کارگذاشتن بمب، زیرپاى سرمایه هاى خصوصى است ، دوباره ازسرمى گیریم. زیرا صاحبان موسسات تولیدى بزرگ اگر چه، نه همیشه آگاهانه

*!* افکار توده ها را علیه مصالح دولت برمى انگیزند. کارفرمایان موسسات تولیدى کوچک ، چیزى درباره بیکار ى نمى دانند و کارگران را با مقررات دولت آشتى داده وقدرت دولت را استحکام مى بخشند. بیکارى خطر بسیار بزرگى براى دولت به شمار مى رود. البته زمانى که ما به قدرت برسیم نقشه هاى لازم در این زمینه به اجرا درخواهد آمد. همچنین شرابخورى را طبق قانون ممنوع اعلام مى کنیم. کسى که مشروب مى خورد، تحت تاثیر الکل به حیوانى درنده مبدل مى گردد. لذا ما این را جنایتى علیه بشر تلقى کرده و شراب خوار را مشمول مجازات قرار مى دهیم.

*!* یک بار دیگر تکرار مى کنم، افراد تحت سلطه، از فرد قوى دستى که هیچگونه وابستگى و اتکایى به آنها ندارد، کورکورانه اطاعت مى کنند. زیرا او را شمشیر دفاع و حامى اجتماع در برابر نابسامانى ها مى دانند . این افراد از پادشاهى که روحى ملکوتى در بدن دارد، چه انتظارى دارند؟

*!* جوامعى که ما اخلاقیات را در آنها از بین برده ایم، وجود خدا را نفى مى کنند و از میان آنها شعله هاى آتش هرج و مرج طلبى ( آنارشیسم) به هر سو زبانه مى کشد. لذا فرمانرواى عظیم الشأن ، صحنه این گونه جوامع را از وجود فرمانروایان کنونى پاک خواهد کرد. به علاوه فرمانروا موظف است که اینگونه جوامع را پس از نابودى جان تازه اى ببخشد و خون تازه اى در رگهاى آنها به جریان اندازد ت ا به صورت جوامع منظمى درآیند و چون سربازانى جنگجو به مبارزه با آلودگى هایى که ممکن است پیکر دولت را مجروح نمایند، برخیزند.

*!* کسى که از جانب خداوند انتخاب شده است، مأموریتى آسمانى دارد تا نیروهاى کور و ناآگاهى را که به فرمان غریزه و امیال و نه به فرمان عقل، دست اندرکارند، متلاشى کند . این نیروه ا هم اکنون به صورت چپاول و انواع دیگر خشونت و بزهکارى و نیز زیرماسک اصول آزادى و حقوق بشر تجلى مى کنند. این نیروها تقریباً همه نوع نظم اجتماعى را به هم زده اند و زمینه را براى استقرار حکومت پادشاه یهود فراهم ساخته اند. اما زمانى که پادشاه یهود شاهنشاهى خویش را آغاز کرد، اینگونه نیروه ا دیگر نقشى نخواهند داشت. البته لازم است که آنها را ازسر راه پادشاه برداریم و بقایاى آنها را برجاى نگذاریم.

*!* آنگاه به مردم جهان مى گوییم خداوند را شکرگزار باشید و در برابرش که سرنوشت انسان را رقم مى زند و نیز در برابر کسى که خداوند ستاره بختش را هدایت کرده است، زانو بزنید . زیر ا کسى غی ر از او نمى تواند ما را از زیرفشارها و بدیها که قبلا از آنها یاد کردیم، رهایى بخشد

پروتکل شماره 24

*!* تعلیم دادن آیین مان به آخرین ذریه حضرت داود بر روى زمین، مطلبى است که من اکنون آن را به شما عرضه مى کنم. 

*!* کانسروتیسم که حکماى اندیشمند ما آن را عامل هدایت و پرورش فکر تمام بشریت مى دانند، قبل از هر چیز باید جزء برنامه آموزش باشد.

*!* گروه معینى از نسل داود، شاه و وارثین او را نه براساس قرابت، بلکه براساس استعداد و توانایى پیاده کردن مسایل اسرارآمیز سیاسى در زمینه مملکت دارى، آماده و انتخاب مى کنند . به شرط آنکه هیچکس جز فرمانروا ازاسرار سیاسى سردرنیاورد. هدف این روش آن است که نمى توان حکومت را به کسانى که از مسایل سرى آگاه نیستند، محول کرد.

*!* به اینگونه افراد ( فرمانروایان) یاد داده مى شود که براساس مقایسه تجربیات گذشته ، مشاهده تحولات سیاسى - اقتصادى و نیز به کمک علوم اجتماعى، برنامه هایى را که قبلا ذکر کردیم، پیاده کنند .

خلاصه آنکه روح قوانین لایتغیرى که طبیعت، خودش وضع کرده است تا افراد طبق آنها با هم رابطه برقرار کنند، به رهبران آموخته مى شود.

*!* اگر این افراد هنگام آموزش، ضعف، نرمش و سایر خصوصیاتى که موجب تزلزل قدرت مى شوند ، ازخود نشان دهند، آنگاه عامل وراثت نادیده گرفته مى شود. و این عامل شرط لازم براى جلوس برتخت شاهى به حساب نخواهد آمد. زیرا فردى که داراى صفات بالا باشد از عهده اداره مملکت برنخواهد آمد و پادشاهیش خطرناک خواهد بود.
*!* کسانى که با قاطعیت عمل کنند، حتى اگر بى رحم هم باشند حکماى اندیشمند ما زمام فرمانروایى را به آنان مى سپارند.

*!* در مواردى که شاهان ضعف اراده و یا هر نوع بى کفایتى دیگرى از خود نشان بدهند ، باید طبق قانون، زمام فرمانروایى را به دستهاى تواناى دیگر بسپارند.

*!* برنامه کار شاه اززمان حاضر تا آینده موعود، براى همه پوشیده و مکتوم خواهد ماند . حتى براى کسانى که خود را نزدیکترین مشاور او مى خوانند. تنها خود شاه و سه تن کفیل وى مى دانند که در آینده چه وضعى پیش خواهد آمد.
*!* شخص شاه، اراده خلل ناپذیرش مسلط بر خود و ملت است و همانگونه که سرنوشتش از دیگران متمایز است ، کسى نمى داند ب ا منش و خلق و خویى که دارد، آرزوى رسیدن به چه هدفهایى را درسرمى پروراند و لذا کسى که راهى را نمى شناسد، جرأت سد کردن آن راه را پیدا نخواهد کرد.

*!* استنباط ما این است که توانایى و ظرفیت ذهن شاه باید با برنامه هاى دولت متناسب باشد . به همین دلیل تا امتحاناتى را که به وسیله حکماى اندیشمندمان ازوى به عمل مى آید، نگذراند، نمى تواند بر تخت شاهى جلوس کند.
*!* براى آنکه مردم شاهشان را بشناسند و دوست داشته باشند، وى باید در میادین و محلهایى که افراد براى مبادله افکار گردهم مى آیند، حضور پیدا کرده و با مردم به گفتگو بپردازد. این کار باعث وصلت دو نیرویى( شاه و مردم) مى شود که ما اکنون آنها را از طریق ایجاد رعب و وحشت از هم جدا کرده ایم.

*!* ادامه اینگونه رعب ووحشت تا زمانى که هر دو نیرو به طور جداگانه به زیر سلطه ما درآیند، امرى اجتناب ناپذیر وضرورى است.

*!* پادشاه یهودیان نباید پیرو عواطف و امیالش باشدو نیز باید به غرایز و عواطف تند و تیز خویش اجازه ندهد که برعقلش غلبه کند. زیرا پیروى از عواطف، بدتر از هر چیزى نظم ذهن را از بین مى برد، آدمى را بى دقت بار مى آورد و فکر را به بى رحمانه ترین فعالیتها وامى دارد.

*!* شاه عظیم الشأن، حامى و پشتیبان انسان و ذریه مقدس حضرت داود، باید تمام خواستها و تمایلاتش را فداى مردم کند. او باید نمونه و سمبل بى گناهى باشد.


نظرات (1)
سلام خوبی عیدت مبارک سال خوبی داشته باشی
---
از قدیم یه رسمه که همه به هم عیدی میدن .اومدم ازت عیدی بگیرم اما عیدی فقط یه کلیک همین
میدونی رو چی .رو بنر تبلیغاتی اول وبلاگم
پس بیا که منتظرتم
سال خوبی داشته باشی
www.khorasani.samenblog.com
دوشنبه 1 فروردین‌ماه سال 1390 ساعت 05:57 ب.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
علیک سلام
عید شما هم مبارک
چشم.....
ما عیدی شما را اونطور که خواستید، دادیم
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک : عدم نمایش ایمیل بعد از درج
وب/وبلاگ :